چالش های حق داشتن وکیل در قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲:
وکیل از اصلی ترین کارگزاران جامعه عدالت کیفری است که در معیت کارگزاران دولتی خصوصاً قضات در راستای اجری عدالت و احقاق حقوق شهروندان تلاش می نماید. مداخله وکیل درفرآیند کیفری دارای مبانی وکارکردهایمتعددی است که از آن جمله می توان به کارکردهای حقوق بشری،جرم شناختی و سیاست جنایی آن اشاره نمود. آنچه که مسلم است در پرتو حضور این کارگزار، وکیل، در قلمرو عدالت کیفری از یک جانبه گرایی قضایی و بی توجهی به منافع فردی شهروندان پیشگیری می شود. از این روست که به رسمیت شناختن حضور وکیل در عرصه عدالت کیفری از جمله بارزترین تضمینات دادرسی و برخورد منصفانه به شمار می رود؛ در قوانین داخلی ایران و در قانون آیین دادرسی کیفری نیز حق متهمان در بهره مندی از وکیل مورد شناسایی و احترام قرارگرفته است، هرچند که ابهامات و نقاط ضعفی نیز در این باب به طور خاص در حق بهره مندی از وکیل در تحقیقاتمقدماتی دیده می شود؛ از همین رو مقاله ی حاضر با بهره جویی از روش تحلیلی-استنتاجی به بررسی این حق درقانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با رویکردی به تغییرات حادث می پردازد. حق داشتن وکیل یکی از ابزار های دفاعی متهم به شمار می آید که به وسیله آن شخص فرصت اثبات هرچه بهتر بی گناهی خویش را خواهد یافت. برآیند اعمال این حق در مرحله تحقیقات مقدماتی جلوگیری از اجحاف نسبت به حقوق متهم و حفظ کرامت انسانی وی می باشد. قضات و وکلا دو بال فرشته عدالت هستند که برقراری عدالت و دادورزی به نحو شایسته برعهده آنهاست که با همکاری و همراهی، هر دو وظایف قانونی خود را عملیاتی می کنند. امروزه شرکت وکیل در فرآیند دادرسی کیفری برای تامین حقوق دفاعی متهم، یک تضمین اساسی و مهم به شمارمی رود. درکشور ما ایران، دادرسی جزایی شامل دو مرحله می باشد.
مقاله استاندارد تعداد صفحات:۱۳ فرمت:pdfقابل دانلود