نقدی بر شیوه قانون نویسی قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲
قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ علیرغم تحولات و نوآوری های فراوان بخصوص تحولات ناشی ازحقوق متهم، بزهدیده، شهود، تشکیلات و صلاحیت رسیدگی مراجع قضایی و سایرموارد، از لحاظ متدلوژی قانوننویسی با اشکالات عدیده ای مواجه است. قانون مذکور به عنوان کار جدید از سوی مقنن تلقی شده، بی گمان کار انجام شده دارای نوآوری و نکات مثبت نیز است. اما این قانون از نظر شیوه و شکل قانون نویسی ضعیف بوده و بهجرات می توان گفت که در این زمینه نه تنها پیشرفتی نداشته است، بلکه نسبت به قوانین سابق ضعیف تر به نظر می رسد. در حالی که امروزه با توجه به پیشرفت های علمی در زمینه ی الکترونیکی و رایانه ای، شکل و شیوه ی قانوننویسی در دنیا در جهت سهولت کار قانون نویسان می طلبید، قانون اخیرالتصویب از این لحاظ بسیار دقیق تر وظریفتر باشد. در این تحقیق که به روش کتابخانه ای و با ماهیت تحلیلی و توصیفی می باشد، نگارنده گان با مستندات علمی به این نتیجه رسیده اند، نظر به اینکه قانون محل تلاقی معارف مختلف بشری است و با توجه به پیشرفت هایعظیم نظام های حقوقی در تمامی زمینه ها، علی الخصوص در شیوه ی قانون نویسی، قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ تا حدود زیادی از این موارد محروم و از چرخه پیشرفت قانون نویسی نسبت به جوامع غربی عقب مانده است. بی شک هر شخصی در زمینه های مختلفی، هنرهایی دارد و قانون نویسی هم هنر قانونگذار است (محمدیان، ۱۳۸۲). و بالتبع قانونگذاری هم منشئتی جز هنر ندارد. اما در این هنر نمایی، قانونگذار جهت نگارش هر چه بهتر قوانین و مطابقت آن با شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر آن جامعه در چنگال قید و بندهایی گرفتار است. در واقع ایشان علاوه بر اینکه در هنگام نگارش قانون باید به فرهنگ و تاریخ جامعه خویش و خرده فرهنگ های حاکم و جاری کشور آگاهی داشته باشد، باید آشنا با فن قانون نویسی هم باشد. چرا که قانون نگارش یافته و مصوب وی حاکم بر جامعه خواهد شد و هنرنمایی وی برای مردم است نه هنر برای هنر و لذا همگان در مورد آن اظهار نظر خواهند کرد.
مقاله استاندار تعداد صفحات:۲۲ فرمت:pdfقابل کپی منبع :دارد